خرید بک لینک

درباره سایت

یه چیزای کوچیک...

آخرین مطالب

امکانات وب

اینجا تاریک و نموره. دستام بسته است و بخاطر سرما و خشکی زمین تکون خوردن برام سخته.

یادمه که با صدای گریه و فریاد بهوش اومدم...

صدای الکساندرا هنوز هم به گوش میرسه که داره توی خفقان گریه میکنه.

بلاخره به حرف میام:همه اینجان؟ فیلیپ جواب میده:متاسفانه یا خوشبختانه آره...

ساندرا فینشو بالا میکشه و نومیدی خودشو اعلام میکنه:ما همه میمیریم... و بعد ناگهان صداش بلند تر میشه و با فریاد های گوش خراش از خدا میخواد که نجاتش بده.

برچسب: نویسنده: نگار طاهری تاريخ: شنبه 27 بهمن 1397 ساعت: 18:48

صفحه بندی